روانشناسی خانواده فردا

مشاوره تلفنی تخصصی خانواده-ازدواج-فردی و... تهران 9092301693 - شهرستان ها 9099070316

نکاتی در باب تناسب فرهنگی در ازدواج

 

گاهی پسران و دختران تفاوت های زیادی با یکدیگر دارند و این تفاوت ها را دیگران نیز به آن ها گوشزد می کنند اما با وجود همه این ها، دوست دارند چشمان شان را روی تفاوت ها ببندند و ازدواج کنند اما عشق به فرهنگ و دیدگاه های همسر تا ابد باقی نخواهد ماند. این عشق از بروز اختلاف ها جلوگیری نمی کند و باورها، اعتقادها و هیجان های انسان غیرقابل تغییرند.

 

این گونه ازدواج‌ها، ناآگاهانه و نابالغانه هستند و ازدواجی که از روی آگاهی نباشد و آشنایی طرفین محدود و عاشقانه باشد و آگاهانه به توافق نرسند، می‌تواند مشکلات زیادی داشته باشد.

او را همان گونه که هست بپذیر

متاسفانه در فرهنگ ایرانی پذیرش آموزش داده نمی شود و فرهنگ تحمل را می آموزیم (اگر شبیه تو نیست تحمل کن)، فرهنگ تحمل فرهنگی است که نهایتا به درگیری و مبارزه ختم می شود و بین زن و مرد فاصله ایجاد می کند.

این که تصور کنید همسرتان به خاطر عشق به شما و نفوذ پذیری تان رفتار و عقایدش را در درازمدت تغییر می دهد، غلط است البته تغییرات اندکی رخ خواهد داد زیرا زن و مرد از یکدیگر تاثیر می گیرند اما مشکل اساسی وقتی است که یکی از طرفین بخواهد به شکل فعال روی دیگری تاثیر گذارد و او را تغییر دهد. آن وقت است که ناخودآگاه مقاومت ایجاد و دردسر شروع می شود.

 

 ببینیم چه می شود!

 

برخی مردان و زنان آگاهی کاملی از تفاوت ها دارند و می دانند در بعضی از حیطه های مهم با هم اختلاف سلیقه دارند اما جرأت پرداختن و موشکافی موضوع را ندارند و فقط با خود این جمله را تکرار می کنند که ان شاءالله آن چه که من دوست دارم، اتفاق می افتد. مثل پسری که به زندگی با مادرش بعد از ازدواج (زیر یک سقف) ادامه خواهد داد، دختر نیز اعتراض کرده و پسر می گوید حال ببینم چه می شود. سعی کنید به همه مسایل و واقعیت های زندگی جدی نگاه کنید و از آن ها به راحتی نگذرید.

 

هر کس به کار خود

دختر و پسری که با اعتقادات دینی و اختلاف در نوع اعتقادات ازدواج می‌کنند، حتی اگر قبل از ازدواج به این توافق رسیده باشند که به مسائل مربوط به مذهب کاری نداشته باشند پس از احساسات پرشور جوانی، در زمینه‌های مختلف اختلاف‌نظر و احتمالا ناسازگاری خواهند داشت.

برای مثال، ناهماهنگی در انجام فرایض و مراسم دینی می‌تواند زمینه‌ای برای ناسازگاری باشد. نوع تفریحات و سرگرمی‌ها، نحوه حضور در مهمانی‌ها، مسائل مربوط به طهارت و سایر احکام از مسائلی است که زندگی زوج جوان ما را دچار چالش می‌کند. تصور کنید در چنین خانواده‌ای، پای یک کودک هم به میان آید. تربیت و پرورش کودک یکی از زمینه‌های مهم برای ناسازگاری‌های دایمی زن و شوهر خواهد بود.

چهارچوب اعتقادات تا 20 سالگی و تا پایان دوره نوجوانی در فرد شکل می‌گیرد و در30 تا 40 سالگی به اوج می‌رسد. بنابراین حتی اگر دختر و پسری در حال حاضر از نظر ظاهری تشابهاتی با هم دارند، نمی‌توان مطمئن بود که تفاوت‌های اعتقادی آنها در آینده بروز نکند و موجبات ناسازگاری و اختلافات را فراهم نکند. بنابراین در انتخاب همسر باید به خانواده، فرهنگ و محیطی که فرد در آن پرورش یافته است توجه کرد.

 

خودتان را به آن راه نزنید

گاهی مرد یا زن از پاسخ به بعضی از سوال ها طفره می روند، بحث را به بیراهه می کشانند یا با طنز موضوع را به پایان می رسانند. مثلا نحوه رفت و آمد با خانواده طرف مقابل، نحوه خرج کردن پولی که هر دو درمی آورند یا حق کار کردن زن. با مشاهده چنین جواب هایی از سوی طرف مقابل تان، هرگز به آسانی از آن نگذرید و به طور جدی از او بخواهید در این باره صحبت کند.

فرهنگ گذراندن اوقات فراغت و تفریح خانواده ها با هم تفاوت دارد. خانواده ای در روز تعطیل و اوقات فراغت در خانه می مانند هر کس به اتاق خودش می رود و مطالعه یا موسیقی گوش می کند و خانواده ای دیگر دوست دارند به کشور دیگری بروند و اوقات بگذرانند و... در تعطیلات زن و مرد بیشتر در کنار هم هستند بنابراین مهم است که سرگرمی ها و تفریح ها به هم شبیه باشند.

حیطه بحث برانگیز دیگر، داشتن یا نداشتن فرزند است. لازم است دختر و پسر درباره بچه دار شدن یا نشدن، زمان آن و حتی تعداد فرزندان با هم صحبت کنند تا کمتر دچار مشکل شوند.

وقتی فرهنگ متفاوت است، رفتار اقتصادی هم تفاوت خواهد داشت. برای خانواده ای ممکن است نگهداری و ذخیره پول برای روز مبادا از صرف هزینه های لوکس و سفرهای پرهزینه خیلی مهم تر باشد اما در خانواده ای دیگر پول فقط صرف تفریح و لباس می شود. نباید از بیان نگرش فرهنگی به مسایل مالی هراسی داشت.

 

زبان مشترک را جدی بگیرید

 اگر زن و مرد از دو قوم یا دو ملیت مختلف قصد دارند با هم ازدواج کنند، حتما باید هر دو به یک زبان مشترک مسلط باشند زیرا در غیر این صورت احساسات، افکار درونی، ارتباط کلامی و فکری شان قطع خواهد شد و هر دو آسیب خواهند دید.

 

رضایت خانواده ها را جلب کنید

در دنیا، ازدواج دو نفر خیلی راحت تر از ما شرقی ها صورت می گیرد. زن و مرد یکی از استرالیا و دیگری از آمریکا هر کدام یک چمدان می بندند، به فرانسه مهاجرت و با هم ازدواج می کنند و رضایت والدین هم اصلا مطرح نیست ولی در فرهنگ ما این موضوع نباید نادیده گرفته شود. رضایت پدر و مادر اصل بسیار مهمی است به خصوص اگر قرار است دو نفر با فرهنگ های مختلف با هم وصلت کنند. باید تلاش کرد رابطه خوبی بین خانواده ها برقرار شود. راضی نبودن خانواده ها می تواند به راحتی ازدواج را به نابودی بکشد.

 

خانواده جدیدی تشکیل دهید

دختران و پسران جوانی که به شدت به خانواده پدر و مادر وابسته هستند و قصد دارند در دل خانواده های خود خانواده کوچکی تشکیل دهند، در واقع هنوز به بلوغ عاطفی نرسیده اند و اغلب دیده می شود با بروز کوچک ترین اختلافی، دختر یا پسر با خانواده شان علیه طرف مقابل متحد می شوند تا بتوانند به هدف مطلوب برسند. مهم آن است که زن و شوهر در همه مواقع کنار هم باشند و در سختی ها به کمک یکدیگر بشتابند و از هم حمایت کنند.

 منبع: سلامت، جام جم

 مشاوره تلفنی کودک و نوجوان: همه روزه

مشاوره تلفنی بزرگسالان: روزهای زوج

تهران: 9092301693

شهرستان ها: 9099070316



  
نویسنده : کودک فردا... ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۳٠

چرا همسرم به من خیانت کرد؟


 

چرا همسرم به من خیانت کرد؟

آیا می دانید که 55-65 درصد از مردان و 45-55 درصد از زنانخیانت می کنند؟ ممکن است فکر کنید بیشتر خیانت ها به دلیل نیاز جنسی است، اما حقیقت چیز دیگری است.

دلیل اصلی خیانت عدم ارتباط عاطفی به علت فعل و انفعالات منفی بین زوجین است. بنابراین اگر شما می خواهید از رابطه تان محافظت کنید نیاز به مهارت دارید.
برای اینکه همسرتان به یک رابطه پنهانی وارد شود، نه‌تنها عشق میان شما، بلکه وجود فرزندان یا داشتن یک زندگی به ظاهر آرام هم کافی نیست.
3 نوع خیانت و یا رابطه پنهانی وجود دارد:
خیانت عشقی 
یک رابطه پنهانی می باشد که در آن یک پیوند احساسی و جنسی صمیمانه میان یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نمیباشد برقرار می گردد.
خیانت جنسی 
یک رابطه پنهانی می باشد که در آن یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نمیباشد رابطه جنسی برقرار می کند. در این نوع رابطه عنصر علاقه و یا وابستگی احساسی وجود ندارد.
 
خیانت اینترنتی و تلفنی 
شامل گفتگو و تبادل تصاویر و مشخصات یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نمیباشد از طریق اینترنت و چت. محتوای گفتگوها و تبادل تصاویر و مشخصات عموما در رابطه با مسایل جنسی و صمیمانه میباشد.
انواع رابطه عشقی خیانت آمیز
رابطه عشقی کورکورانه 
در این نوع رابطه پنهانی فرد به نوعی به عشق اعتیاد دارد. وی به احساسی که در هنگام عاشق شدن به وی دست میدهد که همان افزایش ترشح آمفیتامین در بدنش می باشد اعتیاد دارد. که معمولا فرد را غیر منطقی و شیفته می گرداند. یک شهوت کورکورانه نسبت به یک فرد می باشد که در آن عشق بصورت وسواسی، غیر واقعی، آتشین و بی پروا نمود پیدا می کند. این نوع رابطه عشقی می تواند از چند هفته تا چندین سال بطول انجامد. اما پس از گذشت زمان هر دو فرد پی میبرند که آنطور که تصور میکردند یکدیگر را نمی شناسند و با یکدیگر سازگاری و تفاهم ندارند. در این نوع رابطه فرد از همسر و یا شریک پیشین خود معمولا جدا می گردد.

رابطه عشقی تفننی 
این نوع رابطه پنهانی بر مبنای دوستی، تفاهم و مراقبت دو جانبه از یکدیگر شکل میگیرد. این نوع رابطه به نوعی گریختن از وظایف، مسئولیتها و فشارهای زندگی روزمره و پناه آوردن به یک فرد جدید میباشد. در این نوع رابطه دو فرد بطور قابل ملاحظه ای احساساتی میباشند و ممکن است که با هم رابطه جنسی برقرار کنند و یا هیچگونه رابطه جنسی با یکدیگر نداشته باشند. دو فرد در این نوع رابطه بسیار محرم یکدیگر بوده و رازدار میباشند. می تواند سالها بطول انجامد و یا حتی مادام العمر ادامه یابد.

رابطه عشقی مقطعی 
این نوع رابطه پنهانی در دوران تغییر و تحول و عبور از یک مقطع به مقطع دیگر زندگی فرد به وقوع می پیوندد. میان دو فردی که خواهان تجارب غیر جدی، سرگرم کننده و افزایش دهنده عزت نفس میباشند. بیشتر در هنگام رویدادهای مثبت مانند ارتقاء مقام، ترفیع، پاداش، یافتن شغل جدید توسط همسر، فرزند دار شدن و یا نقل مکان به یک خانه جدید حادث میگردد. در زمان موفقیت در فرد نوعی احساس شایستگی و کفایت پدید می آید که در فرد توقع یک پاداش ویژه را ایجاد میکند.این حالت در زمانهای ناخوشایند نیز میتواند به وقوع بپیوندد. زمانی که فرد خواهان فردی است که قادر باشد ناکامی، شکست و ناراحتی وی را درک کرده و تسلی خاطر و پشتیبان وی باشد. این نوع رابطه کلا زود گذر میباشد و عمرش کوتاه است. شاید کمتر از یک سال و بندرت زندگی مشترک فرد را نابود می کند.
 
انواع خیانت جنسی
رابطه جنسی رفاقتی 
در این نوع رابطه پنهانی دو فرد با یکدیگر رابطه جنسی داشته و از یکدیگر مانند دو دوست مراقبت میکنند. با اینحال زیاد با یکدیگر صحبت نمیکنند. آنها با یکدیگر خوش بوده و با یکدیگر بودن لذت میبرند. آنها میپندارند که این نوع رابطه پنهانی نه تنها هیچ لطمه ای به زندگی مشترک با همسرشان نمیزند بلکه تاثیر مثبتی نیز بروی آن میگذارد. این نوع رابطه ممکن است سالها بطول انجامد. این رابطه عزت نفس، حس پذیرش، هیجان، خیالپردازی، لذت، شیطنت، اشتیاق وارضای تمایلات جنسی فرد را برآورده میسازد.

رابطه جنسی ماجراجویانه 
در این رابطه پنهانی نیز رابطه جنسی وجود دارد. یک رابطه مفرح و شیطنت آمیز میباشد. دو فرد برخی اوقات تصور میکنند کودک بوده و طرف مقابلشان اسباب بازی میباشد که به فرد دیگری تعلق دارد. هر دو فرد در این رابطه خود محور بوده و در جستجوی لذت خویش میباشند. معمولا نیز دارای شریک جنسی فراوانی هستند. برای فرد رابطه جنسی یک بازی رقابتی و وسیله ای برای کنترل و سلطه جویی میباشد. این نوع رابطه به فرد عزت نفس، حس شایستگی ،رقابت، هیجان، شیطنت و زیرکی میبخشد ولی در نهایت باعث از هم گسستگی زندگی و شرمساری او خواهد گردید.

رابطه جنسی مرض گونه 
برخی روابط جنسی پنهان تنها یک شب بطول می انجامد. حتی فرد نام معشوقه خود را نیز به خاطر نمیسپارد. اینگونه افراد تنها میخواهند چیزی را اثبات کنند و تنها انگیزه آنان ارضاء جنسی میباشد. در جستجوی روابط جنسی بودن مکرر آنان آشکار کننده احساس تردید به خویش، خشم، انتقامجویی آنان میباشد. در این نوع رابطه فرد از همسر خود جدا نمیگردد چون نیازی به این کار ندارد. این نوع رابطه به فرد احساس عزت نفس و قدرت توام با غرور، تسکین، خصومت، تنهایی، برتری، و انتقامجویی میبخشد.
راه کار هایی برای جلوگیری از خیانت 
 مهارت ارتباطیتان را تقویت نمایید
بسیاری از خیانت ها به دلیل ندانستن است. به جرأت می توان گفت که هیچ مهارتی به اندازه فنون ارتباطات موثر در کسب و کار ، زندگی اجتماعی و خانوادگی حائز اهمیت نیست . یکی از مهم ترین این مهارت ها، مهارت خوب گوش دادن است.
تمرین مهارت" گوش کردن " به همسر و یک " گوش کننده ی" خوب بودن. شنونده بودن کافی نیست. گوش دادن مستلزم توجه به تمام جنبه های ارتباطی طرف مقابل است، مانند زبان بدن وی، لحن سخن گفتن وی، شناسایی احساسات و نیازهای همسر از طریق گوش کردن. این یکی از مهم ترین تکنیک ها برای اثبات اهمیت و توجه به همسرتان است.

 مهارت حل مسئله را بیاموزید
آموختن مهارت های حل مساله به جای فرار از مشکلات زندگی، خیانت های زناشویی را کاهش می دهد. برای درمان خیانت زناشوئی باید دو طرف را وارد حل مسئله کرد. با کمک از زوجین برای شناسایی نیازهای جسمانی و روانی و درمیان گذاشتن نیازهای خود با شریک زندگی و موشکافی علل و عوامل تاثیرگذار و آموزش راه حل‌های مسئله می‌توان از خیانت پیشگیری نمود. به جای فرار از مشکلات باید مهارتهای حل مساله را بیاموزید.
 صمیمی شوید
مهم‌ترین انگیزه زن و مردی که به سوی روابط فرازناشویی کشیده می‌شوند، تجربه مجدد صمیمیت فردی و جنسی است چراکه در چنین رابطه‌ای هیچ یک از طرفین به عیب‌جویی، سرزنش و تهدید یکدیگر نمی‌پردازند. پس صمیمیت و دوستی را جایگزین رفتارهای مبتنی بر کنترل‌گری مانند سرزنش، تنبیه و… کنید. سعی کنید او را در لایه های عمیق تری درک کنید. همسرانی که ویژگی‌های مثبت یکدیگر را به خاطر می‌سپارند و نکات منفی یکدیگر را به کل شخصیت هم نسبت نمی‌دهند و تلاش بیشتری برای تغییر نقاط ضعف خود می‌کنند، به احتمال بسیار کمی با این بحران روبه‌رو می‌شوند. محرمانه نگه داشتن رازها و ناتوانی‌های همسر از نشانه‌های ارتباط موفق است.
 قدرت برابر ایجاد کنید
امروزه بسیاری از زنان دارای موقعیت اجتماعی، مالی، و تحصیلی بالایی هستند و این موضوع باعث احساس قدرت در آن ها می شود. در محیط کاری و اجتماع احساس مفید بودن و قدرت داشتن می کنند اما در محیط منزل باید سلطه جو باشند. بهتر است به استقلال همسرتان اهمیت دهید و برای او قدرت تصمیم گیری و قدرت قائل شوید. 
 همسرتان را تغییر ندهید
بهتر است درک کنید که زنان و مردان متفاوت و شماو همسرتان نیاز ها، خواسته ها، علایق و سلایق متفاوتی دارید. بنابراین سعی نکنید با همشکل خود کردن همسرتان، از تنها بودن و تنها شدن خودتان جلوگیری کنید. تفاوت ها باعث تکامل می شود. همسرتان را همانگونه که هست بپذیرید. به تفاوت ها احترام گذاشته و با کمک ان ها خودتان را تقویت کنید و رشد دهید. 
 قدر شناس باشید
بد نیست بدانید در میان تمامی دلایلی که ممکن است همسرتان را از شما ناراضی کند،  54 درصد موارد به قدرنشناس بودن همسرشان اشاره می‌کنند. آمارها نشان می‌دهد که ۱۲ درصد پرخاشگری همسر و ۱۱ درصد نبود شرایط لازم برای بحث در مورد عواطف و احساسات واقعی را دلیل جدایی عاطفی می‌دانند. فقدان ارزش‌ها و علایق مشترک هم در این میان در مراتب بعد قرار دارد. این آمارها نشان می‌دهد که مهم‌ترین تفاوت فرد سوم نسبت به شما، رفتار اوست که سبب می‌شود همسرتان احساس کند خواستنی‌تر و دوست‌داشتنی‌تر است، پس تا دیر نشده، خودتان این حس را در او ایجاد کنید.


منبع:  ravvan.com

 

 مشاوره تلفنی کودک و نوجوان: همه روزه

مشاوره تلفنی بزرگسالان: روزهای زوج

تهران: 9092301693

شهرستان ها: 9099070316


 

 

  
نویسنده : کودک فردا... ; ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢٥

یکدیگر را بشنویم...

یکدیگر را بشنویم...
.
.
.
یاد بگیرید واقعاً به حرف همسرتان گوش دهید، تظاهر به گوش دادن نکنید. در روابط بین فردی گوش دادن اهمیت زیادی دارد زیرا از طریق این مهارت می توانیم ضمن احترام گذاشتن به فرد مقابل، وی را به ادامه تعامل تشویق نماییم.
از گوش دادن به همسرتان لذت ببرید و این امر را یکی از وظایف مهم زندگی زناشویی خود بدانید. برای اینکه این عادت در شما ایجاد شود، همواره با سوال های زیر خود را بررسی کنید:
۱. آیا ضمن صحبت کردن با همسرم، ذهنم مشغول پیدا کردن پاسخ بود؟
خیر بله
۲. آیا صحبت های او را قطع می کردم؟
خیر بله
۳. آیا جملات او را برایش کامل می کردم؟
خیر بله
۴. آیا در نتیجه گیری عجله می کردم؟
خیر بله
۵. آیا تنها به آنچه که انتظار داشتم یا حدس می زدم گوش می دادم؟
خیر بله
۶. آیا هنگام گوش دادن، به کار دیگری مشغول بودم؟
خیر بله
در هر مورد اگر پاسخ شما «بله» است،‌ بهتر است برای تغییر دادن آن برنامه ریزی کنید...

منبع: فیس بوک مشاوره کودک و خانواده

 مشاوره تلفنی کودک و نوجوان: همه روزه

مشاوره تلفنی بزرگسالان: روزهای زوج

تهران: 9092301693

شهرستان ها: 9099070316


  
نویسنده : کودک فردا... ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢۳

یشگیری از آلزایمر با تنفس عمیق!!!

قوی بودن ریه‌ها نشان دهنده کاهش خطر ابتلا به آلزایمر است. مطالعات نشان می‌دهد که فعالیت ضعیف و نامطلوب ریه‌ها موجب می‌شود که اکسیژن کمتری به مغز برسد و در نتیجه خطر ابتلا به زوال عقل و آلزایمر افزایش پیدا می‌کند.

برای جبران این مشکل سعی کنید تنفس عمیق انجام دهید به این ترتیب که:

 پنج ثانیه عمل دم و پنج ثانیه عمل بازدم هوا را انجام دهید.

این کار موجب تقویت ریه‌ها می‌شود چون اکسیژن را به مقدار کافی و مناسب به مغزتان می‌رساند. اگر این کار را شش نوبت در روز تکرار کنید، ریه‌های شما 20 درصد قوی‌تر می‌شوند.

 

 مشاوره تلفنی کودک و نوجوان: همه روزه

مشاوره تلفنی بزرگسالان: روزهای زوج

تهران: 9092301693

شهرستان ها: 9099070316


  
نویسنده : کودک فردا... ; ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٦

تقویت ذهن با مسواک زدن!!

تمرینی ساده جهت تقویت ذهن 

در زیر تمرین کوتاهی ذکر شده است که برای جلوگیری از زوال حافظه و قوی کردن ذهن بسیار موثر است .

مسواک زدن با دست غیر غالب (مخالف )

تحقیقات نشان داده است که استفاده از طرف مقابل مغز می تواند منجر به گسترش سریع و قابل توجه بخش هایی از قشر مغز شود که کنترل و پردازش اطلاعات لامسه از دست ها را بعهده دارند . حواستان باشد که خمیر دندان را نیز با دست غیر غالب باز کنید و سعی کنید هر روز این تمرین را انجام دهید .

 

 مشاوره تلفنی کودک و نوجوان: همه روزه

مشاوره تلفنی بزرگسالان: روزهای زوج

تهران: 9092301693

شهرستان ها: 9099070316

  
نویسنده : کودک فردا... ; ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٩

روشهای ابراز علاقه به همسر بدون رابطه جنسی

 

به او بگویید که دوستش دارید.

بغل کردن یا بغل شدن.

اطمینان پیدا کردن از این موضوع که به اندازه کافی برای او احترام و ارزش قائلید.

بوسیدن هنگامی که دیگران در حال نگاه کردن به شما هستند.

بوسیدن زمانی که مردم شما را نگاه نمی کنند.

به او بگویید که برایش ارزش قائل هستید.

دستهای یکدیگر را بگیرید.

رفتن به یک دوچرخه سواری طولانی مدت.

تهیه یک هدیه ویژه.

هر زمان که نیاز به یک دوست خوب داشت، شما در دسترس باشید.

وقت گذراندن در کنار یکدیگر.

رفتن به سینما

قدم زدن  شانه به شانه هم.

ضبط کردن یک سی دی پر از آهنگهای عاشقانه.

صحبت کردن در مورد احساساتتان.

رویاهایتان را با یکدیگر در میان بگذارید.

یکدیگر را با تمام وجود در آغوش بگیرید.

با هم روی نیمکت پارک بنشینید.

برای صرف غذا بیرون بروید.

پیک نیک بروید.

از هم تعریف کنید.

با هم به خرید وسایل خانه بروید.

فقط نزدیک هم باشید.

با کمک هم غذا درست کنید.

یکدیگر را با عشق و علاقه لمس کنید.

تکالیفتان را با هم انجام دهید.

برای یک سفر تفریحی برنامه ریزی کنید.

با هم به مهمانی بروید.

به کتابخانه بروید.

داخل موزه بچرخید.

ببینید چه چیز برای دیگری جالب است - و آنرا انجام دهید.

با هم ورزش کنید.

به یکدیگر خیره شوید.

با هم صحبت کنید.

به نگرانیهای یکدیگر گوش دهید.

آهنگ مورد علاقه او را انتخاب کنید.

به شادیهای هم گوش دهید.

یکدیگر را در نزدیکی خود نگه دارید.

با چشمهای او صحبت کنید.

برای هم نامه بنویسید.

تماس تلفنی داشته باشید.

به هم اعتماد کنید.

خانواده های یکدیگر ملاقات کنید.

با هم به کوهپیمایی بروید.

در حق هم از خودگذشتگی نشان دهید.

برای هم شکلات بفرستید.

به هم احترام بگذارید.

زیر نور ماه قدم بزنید.

یادداشت عاشقانه ای بنویسید و آنرا را در جایی پنهان کنید که او پیدا کند.

نگاه های تحریک کننده به هم کنید.

شعر بنویسید.

گل بفرستید.

شام را در روشنایی شمع صرف کنید.

کنسرت بروید.

طلوع خورشید را با هم نگاه کنید.

سالگردها را فراموش نکنید.

روی یکدیگر اسمهای مستعار بگذارید.

به دیدن مناظر زیبا بروید.

یک فیلم اجاره کنید و با هم به تماشای آن بنشینید.

بدون سؤال برای هم کاری انجام دهید.

یک جمله زیبا در گوش دیگری زمزمه کنید.

با هم خوش بگذرانید.

برقصید.

موزیک گوش کنید.

با هم شوخی کنید.

با هم به یک چیز بامزه بخندید.

نسبت به هم با وفا باشید.

همدیگر را تحت تاثیر قرار دهید.

لیستی از چیزهایی که در مورد یکدیگر دوست دارید، تهیه کنید.

کتاب بخوانید و در مورد آن با هم بحث کنید.

غذای مورد علاقه دیگری را برای او درست کنید.

ببینید چه چیزی او را خوشحال می کند.

برای هم هدیه درست کنید.

موهای او را بشویید.

غروب خورشید را تماشا کنید.

یک کارت جالب و بامزه برایش بفرستید.

رویاهای آینده را با او در میان بگذارید.

برای هم جوک تعریف کنید.

به هم فکر کنید.

ببینید چه چیز اورا عصبانی می کند.

 با هم از یک بستنی بخورید.

عکس دو نفری بیندازید.

 مشاوره کودک و نوجوان: همه روزه

مشاوره بزرگسالان: روزهای زوج

تهران: 9092301693

شهرستان ها: 9099070316

 

  
نویسنده : کودک فردا... ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۳
تگ ها :

زمان خیانت به همسر خود چه احساسی داری؟



 برداشت مردان و زنان از رابطه‎ی نامشروع همسرشان با هم متفاوت است و همین تفاوت به نوبه‎ی خود واکنش‎های عاطفی مربوطه را تحت‎الشعاع قرار می‎دهد. مهم آن است که از کل‎‎گویی بیش از حد بپرهیزیم. چیزی که در مورد عده‎ای صادق است، ممکن است شامل حال عده‎ای دیگر نباشد. اما شواهد حاکی از آن است که اکثر مردم لااقل به طور نسبی به روش‎های جنس وابسته از خود  واکنش نشان می‎دهند. آگاهی نسبت به این اجبارهای زیست شناختی و فرهنگی، سوای عدم دقت یا تغییر‎پذیری آن‎ها، واکنش شمانسبت به رابطه‎ی نامشروع توجیه کرده باعث می‎شود کمتر احساس حماقت و تنهایی کنید. به علاوه، کمک می‎کند تا همسرتان بهتر شما را درک کند. 
در کل، زن‎ها بیشتر سعی دارند رابطه‎ی زناشویی خود را از نو ترمیم کرده آن را زنده نگه دارند؛ در حالی که مردها تمایل به خاتمه‎ی آن داشته و به دنبال جانشین می‎گردند. زن‎ها بیشتر به افسردگی روی می‎آورند و بر سر و روی خود می‎زنند و به جان خود می‎افتند؛ در حالی که مردها با گرایش به عصبانیت بیشتر مایلند ـ حتی در رؤیا هم که شده ـ به طور بیرحمانه‎ای به دیگران بپرند و خشم و عصبانیت خود را سر آن‎ها خالی کنند. زن‎ها رابطه‎ی نامشروع همسرشان را بیشتر به بی‎لیاقتی خود و مردها به عدم کفایت جنسی خود نسبت می‎دهند. زن‎ها در مورد اهمیت رابطه‎ی پنهانی همسرشان مبالغه می‎کنند و بهبودی وضع روحی آن‎ها مدت بیشتری طول می‎کشد؛ در حالی که مردها رنج روحی خود را به مقولات جداگانه‎ای دسته‎بندی کرده خیلی زود عنان زندگی خود را به دست می‎گیرند.

تفاوت شماره‎ی یک:

زن‎ها سعی دارند رابطه‎ی زناشویی خود را حفظ کنند؛ مردها راه خود را کج کرده متواری می‎شوند. 
زن‎ها: «شاید بتوانیم حلش کنیم.»
مردها: «بی‎خودی به خودت زحمش برگشتن نده!»
وقتی همسر زخم خورده یک زن است، احتمال بیشتری وجود دارد که در جهت حفظ رابطه‎ی زناشویی خود تلاش کند. ـ تا اندازه‎ای به این دلیل که فرهنگ به او آموخته است دیگران را خرسند و خود را محروم سازد. یک مرد به این گرایش دارد که از دست رفته‎ها را از ذهنش حذف کرده و به دنبال جانشین بگردد ـ جانشینی که بتواند عشق و توجهی که خود را لایق آن احساس می‎کند، نثارش کند. نوعاً، زن‎ها وقتی مرزهای عاطفی خود را مورد تجاوز می‎بینند، خود را سرکوب کرده زبان به دندان می‎گیرند یا احساسات خود را مخفی می‎کنند. آن‎ها که به خاطر حفظ هماهنگی ظاهری تحت فشار قرار دارند، غالباً خود اصیل و ندای درونی خود را که فریاد برمی‎آورد: «خواسته‎ی من بیشتر از این‎هاست» خفه می‎کنند. اجتماع ما این پیام را ابلاغ می‎کند که وظیفه‎ی زن ـ و ملاک ارزشمند بودن او از دید خودش ـ آن است که پیوندهای خود را با دیگران حفظ کند. در یک مطالعه‎ی جالب وقتی از دختران حدوداً هشت ساله سؤال شد: «احساستان درباره‎ی بدرفتاری پسرها با شما چیست؟» خیلی خوب می‎دانستند که خشمگین می‎شدند و صراحتاً حرف دلشان را می‎زدند، اما وقتی همین سؤال برای همین دختران در سن دوازده‎سالگی مطرح شد، جواب دادند: «نمی‎دانم» انبوهی از پژوهش‎های مستند و موفق نشان می‎دهد که هم چنان با بالا رفتن سن، بسیاری از زنان وقتی ناحقی یا بدرفتاری می‎بینند، کمتر به شم خود اعتماد می‎کنند. اگر به عنوان یک زن نتوانید تصدیق کنید که خیانت پدر یا مادر به زندگی زناشویی گریبانگیرتان شده و دارد به شما هم لطمه می‎زند، اگر از این پرهیز دارید که با صراحت و قدرت احساسات منفی خود را بیان کنید، چون بودن در کنار همسر را ترجیح می‎دهید، اگر از خط و نشان کشیدن و نسق گرفتن می‎ترسید، می‎توان گفت خوب تربیت شده‎اید.
دلیل دیگری که بسیاری از زنان به دنبال حفظ روابط خود ـ حتی روابط به افتضاح کشیده و درب و داغان خود ـ هستند، این است که به زعم آنان تنها امکانی که پیش رو دارند، زندگی در تنهایی است؛ چیزی که خیلی هم از آن وحشت دارند. در مطالعه‎ی مشهوری که با همکاری دانشگاه‎های هاروارد و یل در سال‎های 1986 در زمینه‎ی ازدواج صورت گرفت، بنت، بلوم و کاریگ با اعلام اینکه مردان مجرد، زنان را در حالتی از وحشت فرو بردند. با این همه، سوزان فلادی بعدها در سال 1991 خاطر نشان کرد که هر چند این آمار بی‎اندازه مبالغه‎آمیز است، اما آن‎ها حالتی از هول به ازدواج ایجاد کردند که تا به امروز به قوت خود باقی است؛ به طوری که زنان بر این باورند که شانس ازدواج پس از سن چهل‎سالگی صفر است.
زنان مطلقه بیش از مردان مطلقه از نظر اقتصادی در تنگنا قرار می‎گیرند؛ تا حدی به این دلیل که آنان در پرورش بچه‎های خردسال خود مسئولیت بیشتری قبول می‎کنند و تا حدی به این خاطر که شوهر سابق آن‎ها احتمالاً بیشتر به پرداخت عوارض اتومبیل بها می‎دهد تا به اجرای تعهدات حمایت از فرزند خود. زنان مطلقه هم، مثل همه‎ی زنان، بیشتر به اشغال پست‎های سطح پایین گرایش داشته در مقایسه با مردان همکار حقوق کمتری دریافت می‎کنند. همین دلایل واقع‎بینانه به تنهایی برای توجیه اصرار زنان بر حفظ زندگی زناشویی فعلی‎شان کافی است.
مردها ـ که عرفاً از نظر مالی تأمین بوده و بیشتر از این بابت خاطر جمعند که همسر دیگری اختیار می‎کنند ـ به احتمال کمتری همسر به انحراف کشیده شده‎ی خود را تحویل می‎گیرند و از آن جا که کمتر اتفاق می‎افتد خود را بر حسب موفقیت یک رابطه تعریف کنند، غالباً این احساس را دارند که در صورت به هم خوردن این رابطه چیزی از دست نمی‎دهند. زنان بیشتر دندان روی جگر می‎گذارند و سوختن و ساختن را ترجیح می‎دهند، در حالی که مردها فرار را بر قرار ترجیح می‎دهند و در واقع با از یاد بردن و محو کردن منبع آلام روحی خود، بر ضایعه‎ی خیانت همسر فایق می‎آیند.

تفاوت شماره‎ی دو:

زن‎ها زانوی غم به بغل می‎گیرند و مردها خونشان به جوش می‎آید.
زن‎ها: «من در مهم‎ترین رابطه‎ی موجود در زندگی‎ام شکست خوردم.»
مردها: «اگر دستم به معشوق زنم برسد، می‎کشمش.»
واکنش زن‎ها نسبت به رو شدن خیانت همسرشان این است که معمولاً بر سروکله خودشان می‎زنند، در حالی که مردها عصبانی می‎شوند و بیشتر مایلند حساب رقیب را برسند ـ حتی در ذهن خودشان هم که شده ـ مسببین رنج روحی خود را گوشمالی دهند.
طبق آمار به دست آمده توسط گروه ضربت ملی اتحادیه روان‎شناسی آمریکا زن‎ها به نسبت دو برابر مردان دچار افسردگی بالینی می‎شوند. به این دلیل که اولاً زن‎ها بیشتر مایلند نوک تیز انتقاد را به جای دیگران به سمت خود متوجه کنند؛ ثانیاً، زن‎ها بیشتر خود را بر حسب ارتباطشان با دیگران تعریف می‎کنند و ارزشمند بودن خود را با دوست داشته شدن برابر می‎گیرند. وقتی رابطه‎ای به روغن‎سوزی می‎افتد یا ناکام می‎ماند، یک زن به احتمال بیشتری به افسردگی روی آورده خود را تحقیر شده احساس می‎کند و این نه فقط به خاطر از دست دادن شوهر، که به خاطر از دست دادن خویش است.
اگر شما یک مرد باشید، بر عکس به احتمال بیشتری خشم خود را متوجه همسرتان یا معشوق او می‎کنید. مردان پرخاشجو غالباً مجبورند جلوی رفتارهای خشونت‎آمیز خود را بگیرند؛ اما حتی تیپ‎های کنش‎پذیر و درون‌گرا هم در رؤیاهای بیداری خود به «دشمن» حمله‎ور می‎شوند. به هر حال همین خشم به شما اجازه می‎دهد خود را قدرتمند و در کنترل احساس کنید و از احساس‎های پریشان کننده‎ای چون شرمساری و خود تردیدی دوری بجویید. بعضی از شما به جای رویارویی با این حقیقت دردناک که دلیل به انحراف کشیده شدن همسرتان ناخشنودی شدید او نسبت به شما بوده است، ترجیح می‎دهید همسرتان را قربانی سوء استفاده‎ی معشوقی خودخواه بدانید.

تفاوت شماره‎ی سه:

زنان به عنوان «همسفر راه و شریک زندگی» و مردان به عنوان «معشوق» احساس بی‎کفایتی می‎کنند.
زن‎ها: «من به اندازه‎ی کافی خوشایند نیستم. نمی‎توانم شوهرم را خرسند کنم.»
مردها: «آلت تناسلی من زیادی کوچک / بزرگ است. زیادی لفتش می‎دهم یا زیادی تند می‎روم. نمی‎توانم زنم را ارضا کنم.»
دیوید باس در مطالعات خود به این نتیجه رسید که زن‎ها بیشتر از درگیری عاطفی شوهرشان با زنان دیگر و مردها بیشتر از درگیری جنسی زن خود با دیگران دچار تشویش خاطر می‎شوند. او با قرار دادن چند الکترود بر روی سر مردها و زن‎ها متوجه شد که وقتی مردها زن خود را در حال آمیزش جنسی با مردان دیگری تصور کردند، به تعریق افتادند و بلافاصله ضربان قلبشان بالا رفت. وقتی آن‎ها زن خود را در بند عشقی افلاطونی با مرد دیگری تصور کردند، آرام‎تر شدند، ولی کاملاً به سطح عادی خود برنگشتند. پاسخ زن‎ها بر عکس بود: وقتی بی‎وفایی عاطفی همسرشان را مجسم کردند، علائم زجر فیزیولوژیک آن‎ها شدیدتر از زمانی بود که آن‎ها را در حالت خیانت جنسی مجسم کرده بودند.
شمای زن احتمالاً خیانت شوهرتان را به وجود عیب یا کمبود خود به عنوان یک انسان ـ و نه صرفاً به کارآیی ضعیف و نامطلوب خود در رختخواب ـ نسبت می‎دهید. احتمالاً فکر می‎کنید همسرتان نه فقط برای شهوترانی، که برای «عشق» به زن دیگری رو آورده است و کشش و جذابیت آن زن چیزی فراتر از جذابیت ظاهری بوده است. در نتیجه ممکن است حتی بیشتر از شوهرتان آن رابطه را بزرگ جلوه دهید. وقتی شوهرتان با پافشاری می‎گوید: «من هرگز زن دیگری را جز تو دوست نداشتم، من هیچ وقت نخواستم پیوند زناشویی‎مان را از هم بپاشم و این رابطه‎ی لعنتی هیچ ارزشی برایم نداشت»، این حرف به این راحتی‎ها به خرجتان نمی‎رود و یک خروار وقت صرف می‎کنید تا موضوع را درک کرده به حرف‎هایش اعتماد کنید، اما شاید بدتان نیایدکه او را راستگو بدانید.
شمای مرد فکر می‎کنید زنتان برای شهوترانی به شما خیانت کرده است؛ تصوری که باعث می‎شود خود را مسدود و از نظر جنسی بی‎کفایت قلمداد کنید و احتمالاً نسبت به همسرتان یا معشوقش خشونت به خرج دهید. مردها بیشتر مایلند از مقولات غیر جنسی روابط خود (از قبیل مصاحبت و صمیمیت و …) که بیش از هر چیزی مورد توجه همسرشان است ـ چشم بپوشند و زیاد آن‎ها را جدی نگیرند. اگر می‎خواهید زندگی زناشویی‎تان را از مهلکه نجات دهید، باید از همسرتان بپرسید در رابطه‎ای که با او دارید، چه کمبودی حس می‎کند، گمشده‎اش چیست و دقیقاً از دست شما چه کار برمی‎آید که احساس کند دوستش دارید و قدرش را می‎دانید.

تفاوت شماره‎ی چهار:

 زن‎ها دائماً در ذهنشان با موضوع کلنجار می‎روند و مردها سر خود را به چیز دیگری گرم می‎کنند.
زن‎ها: «نمی‎توانم به معشوقه‎اش فکر نکنم.»
مردها: «هیچ خوش ندارم درباره‎ی رابطه‎ی نامشروع او فکر کنم.»
از آن جا که برداشت زن از خودش با موفقیت او در صمیمی‎ترین روابطش پیوندی بسیار نزدیک دارد، او بیش از یک مرد به وسواس‎های فکری درباره‎ی رابطه‎ی نامشروع همسرش رو آورده و به احتمال بیشتری بر روی فریبکاری و نیرنگ‎بازی همسرش انگشت می‎گذارد و در این راه تا سر حد حذف هر موضوع دیگری تا حد نبوغ پیش می‎رود. در این فرآیند، او از دست دروغ‎های شوهرش بیشتر عصبانی می‎شود و برای مدت طولانی‎تری بدگمان باقی می‎ماند. او با مرور فعالانه‎ی جزئیات رابطه‎ی خیانت بار همسرش، مرتباً روی زخم او می‎کند و جوّ بی‎اعتمادی را زنده نگه می‎دارد.
مردها، بر عکس، به جای نشخوار ذهنی درباره‎ی خیانت همسرشان، وقت بیشتری را صرف درگیری در فعالیت‎های جسمانی می‎‎کنند تا خود را مسلط و ورزیده احساس نمایند. ظاهراً مردها بهتر می‎توانند ناراحتی خود را حلاجی کرده و ـ اغلب با اختیار کردن جانشینی برای همسر خیانتکار خود ـ گلیم خود را از آب بیرون بکشند.
آیا این تفاوت‎های جنسی واقعاً بر نحوه‎ی واکنش شما در برابر رابطه‎ی غیر مجاز همسرتان تأثیر دارد؟ آیا مثلاً شما مردها می‎توانید به اندازه‎ی زن‎ها احساس افسردگی کنید و خود را به باد انتقاد بگیرید؟ یا آیا شما زن‎ها می‎توانید مثل مردها مدام ذهنتان را با کارآیی جنسی خود مشغول کنید؟
در پژوهش‎های جاری، الگوهای مختص به جنس شناسایی گردیده‎اند، اما این بدان معنا نیست که این الگوها کاملاً اختصاصی‎اند؛ در واقع گاه عکس قضیه صادق است. چه، زنان خیانت دیده‎ای که خشم خود را با چنگ و دندان به نمایش بگذارند کم نیستند. اوری پید وقتی در دو هزار و اندی سال پیش از این، داستان مدیا را ـ زنی طرد شده که برای انتقامجویی از خیانت شوهرش، خون فرزندان خود و معشوق شوهرش را ریخت ـ قلم می‎زد، به این موضوع واقف بود. زمان را 2400 سال به جلو بکشید.
به همین نحو، در مورد پاسخ یک مرد خیانت دیده هم خیلی نامعقول و بی‎معناست اگر بگوییم هیچ به خیانت همسرش فکر نمی‎کند و هیچ اقدامی برای بازگرداندن همسرش انجام نمی‎دهد. هیچ پاسخ منفردی متعلق به یک جنس نیست؛ تفاوت‎های جنسی مطرح شده در این قسمت صرفاً به منظور کمک به شما و همسرتان بوده است تا در این لحظات دشوار و غیر قابل تحمل بتوانید دورنمای کامل‎تری نسبت به رفتارهای یکدیگر داشته باشید. شما چه زن باشید چه مرد، صدمات پیچیده و عمیقی را متحمل شده‎اید.
به قول امرسون، موفقیت در این است که بتوانید ضایعه‎ی خیانت همسرتان را از سر بگذرانید و از آن جان سالم به در ببرید. البته تا جایی اقدام تا همین حد کافی است، اما حالا وقت آن است که پا را از این حد فراتر گذاشته شفا پیدا کنید. در شروع این فرآیند، شما همسر زخم خورده، لازم است به خود بقبولانید که پاسخ عاطفی اولیه، یعنی پاسخ افراطی،‌ خود محروم کننده و از روی استیصال شما کاملاً طبیعی و قابل درک بوده است و یا حداقل با توجه به امکانات و همین طور شدت و وسعت لطمه‎ی روحی شما بهترین پاسخی بود که در آن لحظه از دستتان برمی‎آمد. لازم است برای از دست دادن هویت اصیلتان خود را ببخشید و از درون به بازسازی خود بپردازید. بعلاوه، برای استحکام بخشیدن دوباره به رابطه با همسرتان، لازم است با پاسخ او نسبت به رابطه‎ی نامشروع، بدون توجه به میزان تفاوت آن با پاسخ خودتان، کنار بیایید.

نویسنده: جنیس آبراهامز اسپرینگ 
مترجم: مرجان فرجی

 مشاوره کودک و نوجوان: همه روزه

مشاوره بزرگسالان: روزهای زوج

تهران: 9092301693

شهرستان ها: 9099070316

 


  
نویسنده : کودک فردا... ; ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢